سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

ادامه عکسها

1392/1/21 11:52
نویسنده : مامانی
271 بازدید
اشتراک گذاری

آقا سپهرِ پفک خور

******

سپهر و بابایی (عاشقتونم)

این قسمت از عکسها به پایین سد کارون 3 هستش که موقع برگشت از کچوئیه زمان استراحت انداختیم.

******

سپهر و عمویی

******

******

قربون چشمای ناز و معصومت بشم.

******

اینکه پوشکش اینطوریه، کار بد نکرده ها، نمیزاشت پوشکش رو درست ببندم. شل و ول شده، جمع شده.

******

سه تفنگدار

******

شیرین زبون و بابایی

******

سپهر مامان و بهار جون.

من عاشق این دخترم. از خدا ی چیز میخوام. اگه قرار شد به سپهر یه خواهر بده، مثل بهار باشه. واقعاً ادب و متانت وشیرین زبونی از این دختر می باره. خوش بحال مامانش.

******

دختر عمه ی آقا سپهر (آیسان خانم جیغ جیغو)

نبینید چقد اینجا قشنگ شده ها (بیایید تو گوشتون بگم، خیلی زشته) "اینو میگیم که بچه مون چشم نخوره"..... (به گوش خواهر شوهر نرسه).

سمیه اگه این پست رو دیدی، ندیده بگیر . باشه؟؟

******

سفره هفت سین مادر جون حاجی.

بخدا پست بعدی هم حتما سفره هفت سین ساده ی ساده ی خودمون رو میزارم. (هرکی ندونه فکر میکنه حالا مثلاً چی هست )

ولی بخدا یادم میره از کامپیوتر خونه بزارمش روی فلش و بیارمش.

پس تا شنبه بای بای.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان مهبد كوچولو
21 فروردین 92 13:18
به به چه عكس هاي قشنگي انداختيد . چه طبيعتي رفتيد ايشالله كه هميشه خوش و خرم باشيد و ديگه سفرهاتون واسه شادي باشه و عروسي


مرسی مهدیه جونم. بخدا جایی نرفتیم. اینا همش توی راه برگشته و بیشتر عکسا هم تفریحگاهی هست توی سد کارون 3.
فریبا
22 فروردین 92 18:41
وااااااااااای سپهر پفک؟!!!


نهههههههههههههههههههههههه خاله، به خدا سه دونه بود. مامانم از 2 روز بعدش همه چیز سوپرمارکتی رو واسه ممنوع کرده ه ه ه.
حتی چی پلت و پفیلا هم نمیزاره بخورم.
فریبا
22 فروردین 92 18:42
میگم عزیزم تو این عکسا معلومه که چقدر این جوجو شبیه بابایی و عموجونشه




خیلی ها میگن. حتی خاله ام که شب اول زایمان باهام توی بیمارستان بود اینو گفت.

تنها شباهتش با من چشم و ابرو و فرم انگشتای دست و پاشه.


مامان مهبد كوچولو
24 فروردین 92 11:56
سلام ميتوني بياي ني ني گپ ؟؟


سلام عزیزم. ببخشید دیر اینو دیدم. شرمنده.
فریبا
27 فروردین 92 3:46
چه جالب! تنهاشباهت رایین هم به من مدل دست و پاها و استخون بندیشه!!!
نوش جونت عزیزم یه خورده اشکالی نداره


چرا نیشخند میزنی فریبا جون؟ منظورت اینه که شانس داریم که بچه هامون شبیه خودمون بشن؟؟
مامان مهبد كوچولو
28 فروردین 92 9:14
سلام عزيزم . مباركه قالب جديد وبلاگتون باشه حالا ديگه مثل سپهر آبي ِ آبي ِ . ببوس روي ماهشو


سلام مهدیه جونم. ممنون عزیزم. مرسی. گلم.
مسافران آسمانی
29 فروردین 92 20:56
سلام عزیزم خوبی ؟
وااااااااااااااااااااااای ماشااله هزار ماشااله چقدر تغییر کرده؟خیلی خوشکل تر شده این جوجوی ناز نازی...
خدا هر دوشونو برات حفظ کنه زهرا جون
راستی چرا برای مراسم سارا جون نیومدی؟دوست داشتم ببینمت اما قسمت نبود...


سلام گلم. مرسی.
قسمت نشد بیام. البته بیشترش تنبلی بود. منم خیلی دوست داشتم بیام. ولی .....
مامان پریسا
12 اردیبهشت 92 17:06
چه عکسای خوشکلی


چشمات قشنگ میبینه خاله.